العلامة المجلسي
377
عين الحيات ( فارسى )
است نه توكّل ، و نه آن است كه خود را به چاه اندازى يا در مهلكهها افكنى و بگوئى توكّل كردهام ، بلكه توكّل آن است كه سعى خود را چنانچه خدا فرموده است و به راهى كه او فرموده است و به قدرى كه او فرموده است بجا آورى ، و طلب حرام نكنى ، و ترك واجبات و مستحبّات نكنى ، و زياده از قدر ضرورت به حرص جمع نكنى ، و باوجود سعى اعتماد بر كسب خود نداشته باشى ، و بدانى كه اگر خدا خواهد چشم و گوش و زبان و دست و پا و عقل و روح و ساير قوا و اعضاى تو را مىتواند گرفت ، پس سعى تو به اسباب و آلات اوست . و بدانى كه اگر خدا تو را به راه نفع تو هدايت نفرمايد عاجزى ، و آن مشترى كه به در دكّان تو مىآيد بدانى كه رازق حقيقى از روز اوّل چنين مقدّر كرده است پيش از خلق تو به چندين هزار سال كه امروز اين مشترى به در دكّان تو بيايد ، و ده يك روزى امروز تو از نفع سوداى او به تو برسد ، و اگر به دكّان نمىرفتى به تو نمىرسيد ، و باوجود رفتن به دكّان اگر خدا نمىخواست آن چند كس به در دكّان تو نمىآمدند ، و اگر خدا به دل آن مرد بزرگ نمىانداخت دست به كيسه نمىكرد كه آن زر را به تو دهد ، چنانچه فرمودهاند : در دكّان خود را بگشا و بساط خود را پهن كن و بر خدا توكّل كن . و اگر ترك طلب ضرورى كنى آثم و گناهكارى ، و اگر خود را به دست خود به مهلكه اندازى خلاف فرمودهء خدا كردهاى و مستحق عقاب مىشود ؛ زيراكه خدا فرموده است : تقيّه بكن و حفظ نفس بكن ، و چون به سفر روى با رفيق برو ، و چون بيمار شوى به طبيب برو ، امّا باوجود اينها بدان كه اگر خدا حفظ نمىكرد آن حفظ تو بىفايده بود ، چه ظاهر است كه جمعى زياده بر آن محافظت مىكنند به ناگاه كشته مىشوند . و بسيار است كه با هزار نفر به سفر مىروند و مالشان به غارت مىرود و كشته